تبليغاتX
 

 

باده ي ناب تو كو تا ز  ميان برخيزم
خرقه از تن فكنم جامه دران برخيزم
به خداي دو جهان  گر تو حبيبم خواني
من به  تاراج  جهان همچو خزان بر خيزم
خيز و آهنگ و نوا كن تو در اين بيت حزن
تا به آهنگ تو من رقص كنان برخيزم
روی شيرين به رخم كن كه اي خسرو من
همچو فرهاد حزين كوه كنان برخيزم
يا رب از روي  كرم سالك ما را برسان
تا  به   آبادي  فردوس  و  جنان   برخيزم
آرزويم همه اين است كه چون آب روان
از  سر كوي تو من پاك روان برخيزم
خواجه چون گفت غزل تا به ابد ديگر من
به هواداري از آن پير مغان برخيزم
"
گر چه  پيرم  تو شبي تنگ در آغوشم كش
تا سحرگه ز کنار تو جوان برخيزم "
ايكه سوداي تو خود چشمه جاويداني است
من  از آن  شوق تو درهر دو جهان برخيزم
همچو شبنم به رخم بار و بگردان عطری
تا چو رندي به جهان مشك فشان برخيزم

ر.ت.ارغـوان

 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 19:43  توسط رند تبریزی  |