تبليغاتX
 

 

با همه ی شعر و غزل خوانی ام

گنگ ترین واژه ی عرفانی ام

گوی مرا طاقت صبری نماند

کز طلب عشق تو چوگانی ام

در دل من تیره گی داغهاست

گرچه پر از هاله ی نورانی ام

فخر من این است که در عید تو

پیش قدم های تو قربانی ام

تو غزل معرفت و حکمتی

من خط نشناخته ، سریانی ام

شاعرم و فال به نامت زدم

ترسم از آن است بسوزانی ام

باغ تو را در همه جا آبیار

نیست به جز دیده ی بارانی ام

ناب ترین شعر همی دانمت

سخت ترین قافیه می دانی ام

عقل ز دستم شده و سایه وار

در شُرف بی سر و سامانی ام

پیش بیا طالع من را بخوان

تا که بدانی چه پریشانی ام

مفتعلن ، مفتعلن ، فاعلات

حرف دل و مطلب پایانی ام

رندم و با این همه سر در گمی

کشت تو را روضه ی طولانی ام

ر.ت.ارغوان

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 2:12  توسط رند تبریزی  |