تبليغاتX
 

 

در بستر گناه و در زیر نور ماه

در مستی نگاه گلهای ارغوان

در پای درختان سر به زیر و سبز

در غار وحشت اندیشه های پوچ

در خواب مردم دربند زندگی

در اهتزار پرچم طاغوتیان جهل

در انزوای بودن و در اوج بی کسی

در عشق و نفرت ،

در وصل و در زوال

در لذت چیدن سیبی که زخم زندگی است

در شعله های اشتیاق

در چاه صبر

در ناله های پریشان

در ریاضتهای تلخ

در قیل و قال کلاغان ، های و هوی جغد

در بستر درماندگی و عجز

در تار و پود الحذر

هر روز

هر شب ،

هر جا که عشق نیست

هر جا که آدمی از خویش رسته است

هر جا که نبودن به ز بودن

هر جا که زهر هلاهل حلال گشته است

آنجا منم ،

بیرون نشسته از این گود زندگی

در انتظار مرگ ،

در انتظار رهایی ز ننگ بی کسی ...

ر.ت.ارغــــوان

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 23:37  توسط رند تبریزی  |