تبليغاتX
 

 

نهانی خون دل خوردم که چینم ارغوانی را

نچیدم ارغوانی را و خون خوردم زمانی را

کجایی ای صبوح ارغوانی ، ای مسیحایی

که من بی تو فنا کردم همه شور جوانی را

بهار زندگانی را به فصلت چون خزان کردم

ندیدم جلـوه ای از تو ، شکـوه مهربـانی را

تو آن رویای غمگینی که من همواره می دیدم

میـان دست هـای تو ، ببـازم زندگـانی را

همـه آواز بلبل را اشـارت هـای گل دانند

که شوری این چنین ارزد، نوایی آنچنانی را

چو دیدم نقش رویت را میان لوح جان ای گل

به یادت واژگون کـردم ، نگـارستـان مـانی را

همه شور غزل بود و همه احساس روییدن

چگونه سر کنم یا رب کنون بی همزبانی را

نخواهی رند تبریزی ، ز ایزد سایه ی طوبی

که خود در پای او دادی ، بهشت جاودانی را

رند تبریزی 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 15:37  توسط رند تبریزی  |