ای دل بیا در کوی ما ، مستانه شو مستانه شو
چون نای و چنگ ارغنون ، حنانه شو حنانه شو
تا شب نزادست آفتاب ، کامی بجوی از ماهتاب
بر شعله ی شمع جنون ، پروانه شو پروانه شو
با رقص و در اوج سماع بی خویش شو از خویشتن
وانگه به پای عاشقان ، شکرانه شو شکرانه شو
ای شعشع تابان ما ، وی گوهر پنهان ما
بر گنج های جان ما ، ویرانه شو ویرانه شو
در تیشه های کوهکن ، اندیشه ی شیرین نگر
چون داستان بیستون افسانه شو افسانه شو
ای عشق ضرب آهنگ تو ، هفت آسمان آونگ تو
در عاشقی همچون الف ، یکدانه شو یکدانه شو
ای لا احب الآفلین ، در دیده ی مستان نشین
وین اشک بی افسار را ، پیمانه شو پیمانه شو
تا عطر افشانی سخن ، در هر سرای و انجمن
ای رنـد تبـریـز این چنین ، دیـوانه شو دیـوانه شو
رند تبریزی
تقدیم به حنانه اسدزاده به پاس تمام درسهایی که از ایشان آموخته ام ![]()