بگشـا ســاقي ميخــانـه دري بهتر از اين
هم از آن گوشه چشمت،نظري بهتر از اين
دست ما را به سر خم تو چون وصلي نيست
پـر كـن اين كـوزه مـا مختصري بهتـر از اين
سود و سرمايه ما گرمي بازار تو رفت
پاك بازيم و چه خواهي ضرري بهتر از اين؟
خستگانیم و در اين كوي خرابات مغان
نتوانيم دگر شور و شري بهتر از اين
گنج قارون طلب از كوزه گران خواسته اي
كوزه گر را كه نيابي ، هنري بهتر از اين
اي كه ديوار بلندت سر ما مي شكند
شرمساريم و نداريم ، سري بهتر از اين
رند تبريز تو از ساغر و می گوی سخن
كـه نمـانـد ز تـو بـر جـا ، اثـري بهتر از اين
زند تبریزی
تقدیم به پرستویی در باد ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()