تبليغاتX
 

 

هبوط

محبوب من ،

از چشمهای تو تا حقارت من

فاصله بسیار نیست

آنسان که گل را فاصله ای با خار نیست

من ،

از کابوس هبوط تا چیدن سیب

زندگانی را ،

در پای قدیسه ای به نام عشق باخته ام

و تو ،

تمام شیرینی های عالم را

با من گذرانده ای

بهانه نیست عشق

بهانه نیست آوارگی از بهشت ،

که من تمام باکره های مقدس را

تنها به یاد تو

در پای چلیپا نهادم

و کف دستانم را به میخ نگاهت آکنده کردم

محبوب من ،

من هر بهار با روحی مسیحایی

خمار زندگی را

به ارزانی نگاه فاحشه ای زنده کرده ام

تا تو را در انتهای باغ ارغوان به آغوش گیرم

ای ماورای من در اوج بودنم

دست مرا بگیر که من

از هزاره های عدم

تا معاصرهای زیستنم با تو بوده ام ...

رند تبریزی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 13:52  توسط رند تبریزی  |