عطر گیسوی تو چون در خم گلزار افتاد
سوسن و نرگس و نسرین همه بیکار افتاد
واعظی کو همه را پند بهشتی می داد
عاقبت در طلب باده به انکار افتاد
شوق شیرین مرا نیست کسی در یابد
شور فرهاد حزین بر لب اغیار افتاد
نغمه بانگ انا الحق نه صلاح من و توست
مطرب عشق از این گفته سر دار افتاد
آخرین این بس که دلم پاره شود سرگردان
زین غم نقطه که در گردش پرگار افتاد
جلوه عشق تو چون خواست فروزانگر مهر
عالم عشق در این گنبد دوّار افتاد
ارغوان ساغر غیبی است ولیکن زنهار
هر که شد طالب او بر در خمّار افتاد
از غم هجر نگون شد دل رندی هیهات
وین همه سوز و گداز از پی دلدار افتاد
رند تبریزی