
ولوله ای در دل است ، یار به دیدار ماست
شقشقه ای در سر است ، نوبت فوّار ماست
با شب هجران بگو ، مهر و مه از ما مجو
نور رخ روی دوست ، شمع شب تار ماست
نغمه ی تن تن تنن ، برده ز ما روح و تن
دل همه بی اختیار ، جانب دلدار ماست
همدم و غمخوار ما ، ناله و افغان ماست
ناله و افغان ما ، همدم و غمخوار ماست
دم به دم آکنده ایم ، در غم خونین دلان
کان شه هشیار ما ، عاشق خونخوار ماست
ما چو ز حق آمدیم ، جمله به حق می رویم
سلسله ی زلف یار ، راه بر و یار ماست
دل همه حیران شود ، در عطش عشق یار
این همه وَهم و جنون ، از خُم خمّار ماست
بر سر سودای دوست ، سوختنم آرزوست
کز نفسش نار ما ، گلشن و گلزار ماست
نام من اینک مجو ، چونکه من از خود شدم
من همه چون نقطه ام ، اوست که پرگار ماست
رند تبریزی