تبليغاتX

 

 

ولوله ای در دل است ، یار به دیدار ماست

شقشقه ای در سر است ، نوبت فوّار ماست

با شب هجران بگو ،  مهر و مه از ما مجو

نور رخ روی دوست ، شمع شب تار ماست

نغمه ی تن تن تنن ، برده ز ما روح و تن

دل همه بی اختیار ، جانب دلدار ماست

همدم و غمخوار ما ، ناله و افغان ماست

ناله و افغان ما ، همدم و غمخوار ماست

دم به دم آکنده ایم ، در غم خونین دلان

کان شه هشیار ما ، عاشق خونخوار ماست

ما چو ز حق آمدیم ، جمله به حق می رویم

سلسله ی زلف یار ، راه بر و یار ماست

دل همه حیران شود ، در عطش عشق یار

این همه وَهم و جنون ، از خُم خمّار ماست

بر سر سودای دوست ، سوختنم آرزوست

کز نفسش نار ما ، گلشن و گلزار ماست

نام من اینک مجو ، چونکه من از خود شدم

من همه چون نقطه ام ، اوست که پرگار ماست

رند تبریزی

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 20:57  توسط رند تبریزی  |